ای نور دیده از غم هجرت گریستم

محزون و دلغمین و پریشان گریستم

بودی تو دلسوزایتام ای نازنین پسر

کردم نظر به خدا و امام جوادع گریستم

غمخانه گشته سینه محزونم ای حمید

آتش گرفته سینه ی سوزانم گریستم

پدرمو تحمل داغ تو مشکل است

درد دلم رسیده به پایان بس گریستم

درمرکز داود ومحسن، صدات می کنن

بیرون که می روم باحال زار گریستم

دوست داشتی خوب شدی کربلا بری

باعکست کربلابه همت دوستت، گریستم